فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )

240

سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )

يشم رنگارنگ در آن به چشم مىخورد سر نزد . سفير ، روز ورود ، با همراهانش سواره تا دروازهء خيابان اصلى قصر شاه پيش رفت . مدتى در آنجا توقف كرد تا زنان اسب سوار پس از پياده شدن رقص جمعى خود را تمام كردند . آنگاه حاكمان شهر وى را به اقامتگاهش كه از ميدان چندان دور نبود راهنمائى كردند . اين خانه براى اقامت وى و عده‌اى از همراهانش بسيار مناسب و كافى بود . بقيهء همراهان نيز در كاروانسرائى بزرگ و خوب كه در همسايگى همين خانه بود منزل كردند . صبح فردا حاكم و چند تنى از بزرگان شهر به ديدار سفير آمدند و وى را به تماشاى بازيهائى سرگرم‌كننده كه در ميدان شهر انجام مىشد دعوت كردند . پس از رسيدن به جلو كاخ شاهى ، ابتدا ساختمان حرمخانه و باغى را كه از آن سخن گفته‌ايم به وى نشان دادند ، سپس از وى پرسيدند كه ميل دارد جنگ حيوانات را از فراز ايوانى تماشا كند يا در خود ميدان . در اين نمايش قرار بود چند قوچ و گاو نر با يكديگر سرشاخ شوند . چون سفير ابراز تمايل كرد كه جنگ حيوانات را در همان محل مسابقه تماشا كند ، بلافاصله دستور داده شد در ميدان كه انبوهى از مردم و عده‌اى زن با چادرهاى سفيدشان گرد آمده بودند ، جائى براى سفير تدارك شود . بمحض استقرار سفير و تماشاگران ، از هريك از دو طرف جايگاه مسابقه عده‌اى مرد همراه دو قوچبان كه هريك قوچى قوى را هدايت مىكردند به ميدان وارد شدند . بر سر هريك از قوچها كلاهى گذاشته ، بر شاخهايشان حلقه‌هاى گل آويخته بودند . پس از سخنان تحريك‌آميزى كه در گوش قوچها گفته شد آنها را رها كردند . آنگونه كه غالبا در اين مسابقات ديده مىشود ، شاخ زدن قوچها با قوت هرچه تمامتر آغاز شد . اما جنگ اين حيوانات با شجاعت و خشمى بيش از حد معمول توأم بود . با اينكه مسابقه تفريح زيادى نداشت مشاهدهء تظاهرات شادمانه يا اندوه‌آگين مربيان و تماشاگران كه برحسب غلبهء قوچى و شكست ديگرى پديد مىآمد جالب بود . در اين حالات طرفداران قوچ غالب با فرياد و هاىوهوى